خاطره روبیک از حسین
خاطره ای از حل مکعب روبیک در دانشگاه:

روز پنجشنبه بود...از صبح توی دانشگاه کلاس داشتم.توی دانشگاه دیدم که یکی از بچه ها یه مکعب روبیک 3x3x3 رو تو دستش گرفته و داره اون رو به عنوان معمای حل نشدنی جهان معرفی میکنه..اون موقع من روبیک 2x2x2و 3x3x3 رو کامل بلد بودم حل کنم ..با چند تا از بچه ها رفتیم پیشش بهش گفتم که من میتونم این مکعب رو حل کنم اونم یه خنده ای کرد و گفتش که بیا اینو بگیر تا سال دیگه بهت وقت میدم که حلش کنی منم یه خنده کردمو گفتم من یک سال وقت نمیخوام فقط یه دقیقه وقت میخوام..اینو که گفتم دیدم همه از شدت خنده منفجر شدن...بعد از دو سه دقیقه کل کل با من بلاخره با هم شرط بستیم که اگه من تونستم درستش کنم اون به من جلوی همه تعظیم کنه و اگه من نتونستم من این کارو کنم ...دختر و پسر بود که دور ما ریخته بود ...خلاصه یکی برای من تایم گرفت و گفت شروع منم شروع کردم...میدونستم که میتونم کمتر از یه دقیقه حلش کنم چون قبلا این کارو کرده بودم آخرین رکوردم 47 ثانیه بود برای من یه دقیقه خیلی زیاد هم بود.در حین درست کردم انقدر سرعت انگشتام و دستم بالا بود که بقیه فقط نظاره گر بودن و بس...اول طبقه 1 رو درست کردم بعدش با زدن گردش به راست وچپ طبقه 2 رو هم درست کردم خیلی سریع با فرمولهایی که بلد بودم در مدت 57 ثانیه کل مکعب رو درست کردم همه سکوت کرده بودن هیچ صدایی از اون همه آدم بلند نمیشد...بعدشم بنده خدا خودش با افتخار جلوی من تعظیم کرد و از اون روز به بعد من به عنوان سریعترین پسر دانشگاه شناخته شدم از فردای اون روز توی دانشگاه یه طور دیگه ای به من نگاه میکردن....تمام شد ...
(این خاطره ی یکی از بازدیدکنندگان عزیز بود که برامون ارسال کردن. اسم ایشون هم حسین است.)
(این خاطره ی یکی از بازدیدکنندگان عزیز بود که برامون ارسال کردن. اسم ایشون هم حسین است.)
نویسنده : ؟؟؟ : ٩:٢٦ ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
پيام هاي ديگران ()
لینک دائم
